تعريف :
حل مسئله فرآيندي است که شخص با توجه به تجارب عملي و توانمندي هاي ذهني خود بتواند در جهت حل مسئله يا مشکل قدم برداشته و به نتيجه مطلوب دست يابد.
مراحل حل مسئله :
شناسايي يا طرح مسئله : مرحله اي که در ان ذهن (افکار يا احساس) شخص يا مسئله يا مشکلي رو به رو مي شود.
جمع آوري اطلاعات : براي اين که مشکل يا مسئله دقيقاً مشخص و معلوم شود، ضروري است اطلاعات دقيق درباره آن موضوع را جمع آوري کند.
تعريف دقيق مسئله : در اين مرحله شخص با بررسي اطلاعات جمع آوري شده به ريشه و ماهيت مشکل خود پي مي برد.
توليد و خلق راه حل هاي مختلف : در اين مرحله شخص سعي مي کند راه حل هاي مختلف را از طريق بارش فکري، تعامل و هم انديشي با ديگران با دست آورد. همه راه حل هاي مختلفي که به ذهنش خطور مي کند را بنويسيد .
هدف در اين مرحله، فقط پيدا کردن راه حل هاي گوناگون است ، نه اين که کداميک از راه هايي انتخاب شده بهتر و قابل قبول تر است!
بررسي راه حل هاي گوناگون و انتخاب بهترين راه حل : در اين مرحله فرد هر يک از راه حل هايي که در مرحله قبل يادداشت شده بود را با نمره ارزش گذاري مي کند تا دريابد، کداميک از راه حل ها کارايي بهتر و قابليت اجرايي بيشتري دارد و به نوعي زودتر و بهتر مي تواند مشکل يا مسئله را حل نمايد.
هدف در اين مرحله بر خلاف مرحله قبل ، قضاوت و داوري است و به بررسي کيفيت و محتواي راه حل ارائه شده را انتخاب کرده و به مرحله اجرا مي گذارد
اجرا و ارزيابي: پس از انتخاب بهترين راه حل و اجراي آن، ارزيابي از مشکل يا مسئله، آغاز مي شود.
اگر راه حل انتخاب شده موفقيت آميز باشد ، مشکل خاتمه پيدا مي کند. اگر موفقيت آميزنبود اوليت بعدي را به مرحله اجرا مي گذارد.
در صورتي که فرد نتواند با پياده کردن راه حل هاي ارائه شده به حل مسئله برسد، امکان دارد تعريف درست و دقيقي از مشکل نداشته است، پس توصيه مي شود مجدداً مراحل را از تعريف دقيق مسئله شروع و ادامه دهد.
بيشتر بدانيم (راهکارها)
کمک کنيم تا ديگران به کسب توانايي مهارت حل مسئله در زندگي خود بيشتر احساس نياز نمايند.
براي تقويت مهارت حل مسئله در خود يا ديگران بايد به خصوصيات شخصيتي، احساسي و رفتاري خود و آنان توجه ويژه داشته باشيم.
در طرح حل مسئله به شرايط زمان و مکان نيز توجه داشته باشيم که آيا شرايط براي بيان آن مسئله آماده است يا خير؟
از طريق همدلي با ديگران مي توانيم آنان را در حل مسئله کمک کنيم بدون آن که در بيان آن مقاومت ايجاد نماييم.
براي حل مسئله ضروري است اطلاعات دقيق و لازم را از منابع مطمئن کسب نماييم.
با ايجاد باور و نگرش مثبت مي توان در حل مسئله گام هاي مؤثرتري برداشت.
اگر کسي براي حل مسئله از ما کمک خواست، بلافاصله راه حل ارائه ندهيم، بلکه ابتدا از او بپرسيم: خودت چه راه حل هايي به ذهنت مي رسد؟ و بعد او را در مسير حل مسئله راهنمايي کنيم.
از طرح مسئله يا مشکل از سوي فرزندان يا دوستان و نزديکان استقبال نماييم.
از به کار بردن کلماتي مانند مشکل خودت است، به من ربطي ندارد، و ... خودداري کنيم.
هميشه اولين راه حل بهترين راه حل نيست، حتماً نياز به بررسي بيشتر و دقيق تري دارد.
به ياد داشته باشيم که هميشه کوتاه ترين راه، بهترين راه نيست.
در مواجهه با انبوهي از مشکلات به هم تنيده سعي کنيم تا مشکلات را از نظر اهميت و مهم بودن اولويت بندي کنيم.
اگر راه حلي را انتخاب کرديم ولي به نتيجه نرسيديم، مأيوس نشده، به دنبال راه حل هاي ديگري براي پيدا کردن حل مشکل يا مسئله باشيم، چرا که شکست يک راه حل، پايان تمام راه حل ها نيست.
اگر اجازه دهيم کودکان پاسخ سؤالاتشان را خود کشف کنند، در سنين بالاتر توانايي حل مسئله بيشتري را خواهند داشت.
تمسخر راه حل هاي اوليه در کودکان ، کسب توانايي، حل مسئله را در آن ها به تأخير مي اندازد.



















.gif)

.jpg)

~5.jpg)



.jpg)
