داستان موسيقي ايران، داستاني است پر از فراز و نشيب و در اين ميان آنچه ما را به مبدا پيدايش اين هنر نزديک ميکند کشف نيهاي استخواني مربوط به هزارههاي قبل از ميلاد است که در نوع خود ابتداييترين و اولين نمونههاي سازهاي موسيقي محسوب شود، شادروان حسن مشحون معتقد است، از زماني که بشر توانست انفعالات دروني خود را به وسيله صدا نمايش دهد و وزن را از صداهاي منظم و مختلف طبيعت به دست آورد، موسيقي را به وجود آورد زيرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر توازن و انتظام استوار است.
چون تشخيص موزون از غير موزون در طبيعت بشر است ، و هر چيز موزون مطابق طبع انسان است . آواز ، رقص ، شعر که هر سه موزونند و مورد پسند بشر ؛ از همان دوران قديم به صورت آداب و رسوم جزو زندگي ملل دنيا درآمدند ؛ با پيشرفت تمدن و با اختراع آلات و ادوات موسيقي بشر از نواهايي که در ذهنش حالت دلپذير ايجاد مي کرد تقليد نمود و با سرودهاي مذهبي به نيايش رب النوع ها پرداخت و موسيقي را رکن اصلي دين قرار داد و از رقص و آوازهاي ضربي و غير ضربي در جشن و سرور و مراسم مذهبي خود استفاده نمود. پس ريشه موسيقي به عهد کهن ارتباط دارد، موسيقي صوتي با سخن به وجود آمده است و در واقع همان روزي که انسان توانست براي نخستين بار خوشيها و رنجهاي خود را با صدا نمايش دهد، مبدا موسيقي است.
سرگذشت هنر ايران از جمله موسيقي آن را مي توان به دو بخش تقسيم کرد :
دوره نخست : از آمدن نژاد آريايي به سرزمين ايران تا پايان دوره ساساني
دوره دوم : از طلوع اسلام تا عصر حاضر
در مورد دوره نخست ، آنچه درباره انديشه ، عواطف و احساسات هنر آريائيان گفته مي شود به سبب فقدان آثار مدون و اسناد معتبر به ناگزير مبني بر حدس و گمان خواهد بود ، اکنون بيشتر اطلاعات ما از ايران قديم غير از روايات دانشمندان و مورخين شرقي و ادباي دوره اسلامي و اندکي از کتب ايران پيش از اسلام که از اواخر عهد ساساني باقي مانده ، از منابع خارجي و تحقيق و تتبع شرق شناسان است.
هيچ ملتي بدون اقتباس و استفاده و ياري جستن از ديگران نتوانسته به درجات عالي از تمدن دست يابد و هر ملتي بنابر نيازها و شرايط محيطي خويش و با انديشه و ذوق و توانائي هاي خود چيزهائي بوجود آورده که در طول زمان در نتيجه برخورد و ارتباط و در آميختن با ملت هاي ديگر ، به ديگران منتقل شده است. ايرانيان از ملت هائي هستند که در اين اقتباس و تصرف در آن توانائي و ذوق و پسند خود را در طول تاريخ به ثبوت رسانيده و آن چه را اخذ کرده اند به صورتي بهتر و خوشايندتر در آورده و بدان رنگ ملي داده اند.
ابن خلدون نيز پيرامون اهميت دادن سلسلههاي تاريخي ايران به موسيقي مينويسد: موسيقي نزد ايرانيان پيش از اسلام مطلوب و محبوب بود و رواج بسيار داشت. پادشاهان توجه و علاقهي زيادي به اهل موسيقي مبذول مينمودند و خنياگران و موسيقيدانان را در دربار سلاطين ايران منزلت و مقامي بس ارجمند بوده است.
براي روشن شدن اين موضوع و با توجه به آميزش و ارتباط ملت هاي متمدني که در قلمرو هخامنشيان مي زيستند و ديگر مللي که به ايران ارتباط داشتند ؛ ابتدا در مورد تمدن هائي صحبت خواهيم کرد که از لحاظ هنر موسيقي داراي غناي فرهنگي بوده اند.
تمدن سومري : سومري ها داراي تمدن کهن بودند ؛ و اسباب و آلات موسيقي که در حفاري هاي سرزمين کلده و شهر اور کشف شده تا حدودي سابقه و ريشه موسيقي آسيا به ويژه مردم آسياي غربي را روشن کرده است. در داخل آرامگاه يکي از پادشاهان سومري نقش برجسته اي است که يک نوازنده چنگ و زني را در حال رقص نشان مي دهد ، نيز در کاوشهاي انجام شده در اور دو ستون کشف شده که بر آن آهنگ موسيقي نقش شده است. از وسايل مرسوم در اين تمدن مي توان طبل و چنگ و ني را نام برد.
تمدن کلده (بابل جديد) : اين تمدن نسبت به ملل همسايه سمت مربي داشته و ملل قديم از علوم و صنايع و هنر آنان برخوردار بوده اند ، از آثار بدست آمده در حفاري ها و تحقيقات دانشمندان معلوم گرديده که اسباب و آلات موسيقي اين دوره عبارت بودند از ني ، فلوت ، شيپور ، عود ، طبل و قانون.
در مورد ادوات موسيقي دورانهاي هخامنشي و پيش از اسلام نيز ، از سازهايي چون نقاره، شيپور، ني، بربط، تنبک، کوس، کرناي، سرنا، دمامه، خم، جلجل و گاودمن نام برده شده است.
به عنوان نمونه در شاهنامه ميخوانيم :
خروش آمد و ناله کرناي برفتند گردان لشکر ز جاي
يا منوچهري ميگويد :
ز فرياد خرمهره و گام دم الاله بر امد ز رويينه خم
در يک تجزيه و تحليلي کلي ،اطلاعاتي که شاهنامه از ابزارهاي موسيقي دورانهاي تاريخي و اسلامي به ما منتقل ميکند به مراتب بيشتر از ساير منابع تاريخي است چرا که فردوسي با توجه به سرايش شاهنامه در وزن حماسي در پيروزي ايرانيان سازهاي شاد و مناسب و در جنگها موسيقي عزا و سوگها را به کار ميبرد.



















.gif)

.jpg)

~5.jpg)



.jpg)
