امروز: پنجشنبه 31 مرداد 1387
داراي شکمي گلابي شکل و دسته اي نسبتا دراز است.تعداد 17 تا 20 دستان بر
دسته ي آن بسته مي شود-برخي از دوتارهاي محلي در نواحي مختلف جنوب فاقد
دستان است.سطح روي شکم چوبي است. تعداد سيم هاي آن-چنان که از نام ساز بر
مي آيد-2 تا است که به فاصله هاي مختلف کوک مي شوند-طول دسته حدود 60 و
مجموعا تمام ساز حدود يک متر است.

وسعت صداي ساز از نت ((دو)) تا ((سل)) است-با تمام فواصل کروماتيک مخصوص موسيقي ايراني:

دو تار غالبا با انگشت_يعني بدون مضراب_نواخته مي شود.اين ساز جنبه اي بيشتر محلي دارد و در نواحي جنوب کشور ما بسيار متداول است.

اين ساز را مي توان در آسياي مرکـزي، خاورميانه، و شمال شرقي چـين پـيـدا
کرد. جـد اين ساز به احتمال زياد، تـنـبـور خراساني، است که شکـل آن در
کـتاب الموسيقي الخبر، فارابي در قـرن دهـم شرح داده شده است.

در ايران، نواختن دوتار در نواحي شمال، جنوب و شرق استان خراسان، بخوصوص
در بـين تـرکمن ها، و گـرگـان ، گـنـبـد و جنوب شرق ايران نيز متداول مي
باشد. دوتار را در فاصله چهـار يا پـنج کوک مي کـنند که طريـقـه کوک کردن
آن در مناطق مختـلف کـمي با هـم فرق دارد.

دو نوع مختـلف از چوب در ساختمان دوتار مورد استـفاده قرار مي گيرد. قسمت
گـلابي شکـل آن را از چـوب درخت شاه توت و قسمت گـردن آن را از چوب زردآلو
يا درخت گـردو تهـيه مي کـنـند.

در قـديم زه هـاي آن را از روده حيوانات تهـيه مي کـردند، ولي امروزه آن
را از نايلون يا سيم هاي فولادي تـهـيه مي کـنـند که هـم بهـتر مقاومت مي
کـند و هـم ارزان تر است.

تکـنيک نواختـن دوتار مرکب است از کـشيدن تارها بدون استـفاده از مضراب و
بـدنبال آن حرکات نزولي و صعـودي که تـقـريـباً تمام انگـشتان را درگير
نواختـن آن مي کـنـد



 نوشته شده توسط امير پاديار(فردا) در دوشنبه 24/4/1387 و ساعت 12:12 صبح | نظرات ديگران()
اين ساز به شکل ذوزنقه قائم الزاويه است.بلندترين ضلع(کمي بيشتر از يک متر)-نزديک به نوازنده و کوتاه ترين آن-موازي با ضلع قبلي-دور از او قرار مي گيرد.ضلع سمت راست(به طول تقريبي 40 سانتي متر) قائم به هر دو صلع موازي پسشگفته است و ضلع سمت چپ-اضلاع موازي را به طور مورب قطع مي کند.سمت راست ساز حفره اي به شکل مربع مستطيل به ابعاد 15 در 40 سانتي متر قرار گرفته و روي آن را پوستي يک يا چند تکه اي کشيده اند و خرکي نسبتا کم ارتفاع ولي دراز-با چند پايه در نقاط برابر طي طول پوست-روي آن تکيه کرده است.
تعداد اصوات قانون 26 است و هر صوت توسط سه سيم هم کوک حاصل مي شود.سيم ها در کنار راست ساز تثبيت شده-پس ار عبور از روي خرک و طي طول ساز.هر سه سيم از ميان دستگاه مخصوصي که جهت کوک موقت-(يا زير و بم کردن صوت سيم ها تا حد يک پرده و نيم)-تعبيه شده-عبور مي کند و هر سيم به گوشي مخصوص کوک اصلي مي رسد-به کمک دستگاه مخصوص کوک موقت-که در قانون هاي مصري تغيير کوک بسيار سريع و راحت انجام مي گيرد- مي توان تمام صداهاي کروماتيک مخصوص موسيقي شرق(و موسيقي ايراني)را از ساز حاصل کرد.
نت نويسي قانون-امروزه معمولا بر روي دو حامل(پائيني با کليد_فا_براي دست چپ و بالائي با کليد _سل_دست راست)عمل مي شود.


 نوشته شده توسط امير پاديار(فردا) در پنجشنبه 26/2/1387 و ساعت 12:14 صبح | نظرات ديگران()
بَربَط يا عود سازي زهي است که در خاورميانه و کشورهاي عربي رايج است و از قديمي‌ترين سازهاي شرقي و ايراني به شمار مي‌رود.اين ساز در حقيقت‌ نوعي‌ سمبل‌ تاريخي‌ براي‌ سازهاي‌ ايراني‌ است.اين ساز را مي‌توان از جمله اصيل‌ترين آلات موسيقي ايران زمين دانست چرا که اين‌ ساز حداقل‌ پيشينه‌اش‌ به‌ ????سال قبل‌ از ميلاد مسيح‌ باز مي‌گردد. آثار باستاني بين النهرين متعلق به هزاره دوم قبل از ميلاد تصوير مردي ايستاده را نشان مي‌دهد که به نواختن بربط مشغول است.
در حقيقت‌ سومري‌هاي‌ باستان‌ اولين‌ قومي‌ هستند که‌ در آثار به‌ جاي‌ مانده‌ از آنها مي‌توان‌ ردپايي‌ از اين‌ ساز در ميانشان‌ ديد. ساز عود که‌ در ايران‌ قبل‌ از اسلام‌ به‌ نام‌ بربط‌ شناخته‌ مي‌شد بعد از سومري‌ها و در دوران‌ هخامنشي‌ نيز مدارکي‌ دال‌ بر وجودش‌ در دسترس‌ است. گويا در اوائل اسلام به کشورهاي عربي رفته و جانشين سازي به نام ((مزهر)) شده‌است. بر پايه بعضي از اسناد ((ابن سريح ايراني نژاد)) نخستين کسي است که در عربستان در قرن اول هجري عود فارسي يا بربط را نواخته و نوازندگي ان را آموزش داده‌است. الاغاني مي‌گويد:آشنايي او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زبير جمعي که ايرانيان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمير کنند ديوارگران ايراني عود مي‌زدند و اهل مکه از ساز و موسيقي ايشان لذت مي‌برند و آن را تحسين مي‌کردند، ابن سريح پس به عود زدن پرداخت و در اين صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
و اما عود
چون سطح ساز بربط از چوپ پوشيده شده بود اعراب آن را عود ناميدند (العود در زبان عربي به معناي چوب است)اين ساز در عهد ساساني بيش از همه ادوار متداول بوده. بربط امروزه نقش بسيار کمتري در موسيقي ايراني دارد. عود عربي بر خلاف بربط ايراني از اصلي‌ترين سازهاي موسيقي عربي است. اين ساز پس از اينکه به اروپا برده شد نام لوت بر آن نهادند. ابن خلدون در قرن ? هجري قمري آن را به ترکه‌هاي چوبيني که انعطاف ‌پذير است معني نموده.
اصولا بربط يا همان عود در اندازه‌هاي مختلف ساخته مي‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهاي ساخت ايران است. نمونه‌هاي ساخت کشورهاي عربي داراي کاسه‌اي بزرگ و عودهاي ترکيه کوچک و عودهاي ايراني متوسط است.
انواع بربط
مثل‌ الان‌ که‌ عود را بر دو نوع‌ مي‌دانند،: در قديم‌ بربط‌ بر دو نوع‌ بود. يکي‌ بربط‌ با کاسه‌ي‌ بزرگ‌ و دسته‌ي‌ کوتاه‌ و ديگر با کاسه‌ي‌ کوچک‌ اما دسته‌ي‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود مي‌نامند در حالي‌ که‌ اينگونه‌ نيست‌ و براساس‌ تحقيقاتي‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سيگارچي‌ هر دو عود يا همان‌ بربط‌ هستند و از يک‌ ساختمان‌ صدايي‌ برخوردارند.
احياء عود ((عود معاصر))
با تشکيل‌ هنرستان‌ عالي‌ موسيقي‌ در پنجاه‌ سال‌ پيش، استاداني‌ چون‌ اکبر محسني، قاموسي‌ و منصور نريمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار مي‌نواختند، سعي‌ کردند با تهيه‌ي‌ عود و همنوايي‌ آهنگ‌هاي‌ پخش‌ شده‌ از راديوهاي‌ عربي، شيوه‌ صحيح‌ نواختن‌ عود را ياد بگيرند و به‌ اين‌ ترتيب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احيا شد.
عود نوازهاي‌ معروف‌ جهان‌
ساز عود در يکصد سال‌ اخير کاملاً در قبضه‌ي‌ عرب‌ها و بخصوص‌ مصري‌ها بوده‌ است. از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ اين‌ ساز استاد منير بشير (عراقي) است. در کنار او مي‌توانم‌ به‌ نام‌هايي‌ چون‌ استاد رياض‌ سنباطي، سعيد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور برهيم‌ اشاره‌ کرد.
عود نوازان‌ معروف‌ ايران‌
در ايران‌ نيز پس‌ از احياي‌ ساز عود تلاش‌هاي‌ مثمرثمري‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ي‌ عود نوازان‌ معروف‌ مي‌توانم‌ به‌ استاد منصور نريمان، استاد حسن‌ منوچهري، استاد محمود رحماني‌ پور، استاد اکبر محسني‌ و عبدالوهاب‌ شهيدي‌ اشاره‌ کنم. در سالهاي‌ اخير هم‌ که‌ استادان ديگري‌ به‌ اين‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کساني‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوري‌هايي‌ داشتند از جمله‌ اين‌ افراد مي‌توانم‌ به‌ ارسلان‌ کامکار، غلامحسين‌ بهروزي‌ نيا، محمد فيروزي‌ و جمال‌ جهانشاه‌ اشاره‌ کنيم.
 عود
شکل ظاهري_شکم اين ساز بسيار بزرگ و گلابي شکل-و دسته ي آن بسيار کوتاه است.به طوري که قسمت اعظم طول سيم ها در امتداد شکم قرار گرفته است.سطح رويه ي شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره هايي مشبک ايجاد شده است.عود فاقد ((دستان))و خرک ساز کوتاه و تا اندازه اي کشيده است.عود داراي ده سيم يا پنج سيم جفتي است.سيم هاي جفت با هم همصدا کوک مي شوند-و بديهي است که هر يک از سيم هاي دهگانه-يک گوشي مخصوص به خود دارد.گوشي ها در دو طرف جعبه ي گوشي(سر ساز) قرار گرفته اند.
مضراب عود از پر مرغ(يا پر طاووس)تهيه شده است و گاه نيز نوازنده-با مضراب ديگري ساز را مي نوازد.
صداي عود کمي خفه-نرم و غم انگيز ولي نسبتا قوي است.اين ساز نقش تکنواز و همنواز-هر دو را به خوبي مي تواند ايفا کند.
عود چنان که گفته شده-از اختلاف سازي قديمي به نام ((بربط))است.از سوي ديگر-ممکن است با نام عربي خود (العود)به اروپا راه يافته و در آن جا نام ((لوت))گرفته باشد.(شباهت کلمه ي ((العود در تلفظ عربي-يعني تخفيف همزه ي اول_تقريبا لعود)) و تشديد (( د )) آخر به صورت ((ت)) را با نام اسپانيايي اين ساز-يعني((لوت)) مي توان احساس کرد).


 نوشته شده توسط امير پاديار(فردا) در پنجشنبه 12/2/1387 و ساعت 11:47 عصر | نظرات ديگران()
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[29/5/1387- 10:0 ص] سه کتاب براي دانلود
[25/5/1387- 7:24 ع] روح الله خالقي
[22/5/1387- 8:39 ص] زکرياي رازي
[9/5/1387- 7:4 ع] اين هم اسکارلت ‹‹ ويوين لي ››
[2/5/1387- 10:38 ع] مهارت هاي خودآگاهي
[آرشيو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا