<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جزيره ي ديجيتالي من</title>
<link>http://eyot.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " جزيره ي ديجيتالي من "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Thu, 21 Aug 2008 22:34:34 GMT</lastBuildDate>
<author>امير پاديار(فردا)</author>
<item>
<title>سه كتاب براي دانلود</title>
<link>http://eyot.ParsiBlog.com/623204.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;1- مکاتب ادبي&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;دراين کتاب توضيحاتي در رابطه با مکاتب ادبي چون قرن پيدايش نحوه پيدايش و... داده شده است و حجم آن141کيلوبايت است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://zillion.persiangig.com/document/makateb%20adabi.pdf&quot;&gt;دانلود&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;2- تاريخ تمدن ويل دورانت&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;قسمتي از تاريخ تمدن ويل دورانت است که در رابطه با ايران نوشته شده است و حجم آن375 کيلوبايت است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://zillion.persiangig.com/document/tarikh%20tamadon(v.d).pdf&quot;&gt;دانلود&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;3-ديوان رباعيات ابوسعيد ابولخير&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;تمامي رباعيات ابوسعيد ابولخير را مي توانيد دراين مجموعه 432 کيلوبايتي پيدا کنيد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://zillion.persiangig.com/document/Abusaeid.Abolkheyr.robaeiat.pdf&quot;&gt;دانلود&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 10:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=623204</comments>
 <dc:creator>امير پاديار(فردا)</dc:creator>
<guid>http://eyot.ParsiBlog.com/623204.htm</guid>
</item>

<item>
<title>روح الله خالقي</title>
<link>http://eyot.ParsiBlog.com/618312.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;روح الله خالقي در سال 1285 در شهرستان کرمان متولد شد و از شاگردان ممتاز
و بزرگ استاد علينقي وزيري بود. وي يکي از مفاخر موسيقي ملي ايران بود،
بهترين سالهاي زندگي خود را صرف پيشرفت موسيقي ملي ايران و تعليم و تعلم
هنرجويان در راه اين هنر ارزنده و آسماني و ظريف کرد. وي خود شناختي کامل
و همه جانبه در موسيقي ايراني و فرنگي داشت.&lt;br&gt;
آثار متعددي، شامل متدها و دستورهاي علمي براي تدريس موسيقي ملي، قطعات
ارکستري، قطعات آواز، اتودها، آثار ساده براي مدارس، کتابها و نوشته ها و
رسالات علمي از جمله: &quot;نظري به موسيقي&quot; و &quot;سرگذشت موسيقي ايران&quot; در دو جلد
و غيره... از او بجاي مانده که داراي ارزشي گرانبها و پربار مي باشند.&lt;br&gt;
آهنگ ها و ديگر آثار استاد خالقي بالغ بر يکصد آهنگ مي باشد که همگي آنها
تم ايراني دارند و اصالت موسيقي ايراني کاملاً در آنها رعايت گرديده است.
از جمله: &quot;آمدي حالا چرا&quot; با شعر استاد شهريار و دو ترانه بختياري و
آهنگهاي ور ساقي، نواي عروس، رقص چي بي، آه سحر، سرود آذر آبادگان، سرود
اصفهان، قوچاني، بهار عشق، مستي عاشقان، شب جواني و شب من، و مي ناب که
يکي ديگر از آثار خوب و به ياد ماندني اين استاد کم نظير فرهنگ صوتي ايران
است.&lt;br&gt;
زنده ياد روح الله خالقي، از سن شانزده سالگي به خدمت شادروان کلنل وزيري
درآمد و مدت چهل و سه سال در خدمت استاد بود و کليه کارهاي خود را در امور
موسيقي زير نظر ايشان انجام ميداد. ايشان به قدري به استاد خود عشق مي
ورزيد که جلد دوم کتاب &quot;سرگذشت موسيقي ايران&quot; را اختصاص به استاد بزرگوار
خود داد.&lt;br&gt;
سرودهاي دلنشين و جاوداني مثل سرود &quot;اي ايران&quot; با شعر زيباي دکتر حسين گل
گلاب و برنامه هاي جالب و متنوع &quot;گل ها&quot; وجود دارد که نشان دهنده دانش
موسيقي و ذوق هنري اين هنرمند بي نظير ايران است.&lt;br&gt;
استاد روح الله خالقي، علاوه بر رياست هنرستان موسيقي ملي، تا هنگام فوت
رهبري ارکستر &quot;گل ها&quot; و عضويت شوراي موسيقي راديو ايران را به عهده داشت.
سالها نيز سرپرستي ارکسترهاي شماره يک و دو راديو به عهده او بود و برنامه
جالب و به ياد ماندني &quot;يادي از هنرمندان&quot; را که از بزرگان موسيقي و
هنرمندان ارزنده و فقيد ياد ميکرد از ديگر کارها و آثار برجسته او مي
باشد. يکي ديگر از آثار و خدمات بزرگ اين ابرمرد موسيقي ايران، برنامه
&quot;ساز و سخن&quot; بود که در آن مطالبي راهگشا و آموزنده درباره موسيقي براي اهل
اين فن داشت.&lt;br&gt;
استاد روح الله خالقي، سالها از بيماري سرطان معده رنج مي برد و پس از يک
عمل جراحي معده تا حدودي بهبودي حاصل کرد. پس از بهبودي با شوق و فعاليت
هر چه تمامتر به کار موسيقي پرداخت و هيچگاه در تمام مدت بيست و چهار ساعت
شبانه روز، جز چند ساعتي جهت استراحت بقيه را به کار ساختن آهنگها و
نواهاي دل انگيز، جسم بيمار خود را تسکين ميداد. ولي پس از چندي بيماري و
درد او را راهي سفر اتريش کرد و در بيمارستان شهر سالزبورگ بستري شد و
دوباره مورد عمل جراحي قرار گرفت. اما متأسفانه دو روز بعد از عمل در
شبانگاه بيست و يکم آبان ماه سال 1344 خورشيدي دار فاني را وداع گفت و
موسيقي ايران و دوستدارانش را در اندوه و ماتم بسيار باقي گذاشت.&lt;br&gt;
از زنده ياد استاد روح الله خالقي دو فرزند دختر و پسر به يادگار ماند که
دختر راه پدر را در پيش گرفت و خود موسيقيداني بزرگ و فخر آفرين گرديد. &lt;br&gt;
روح الله خالقي، مردي بود با تقوي و با ايمان که بعد از خداوند و ائمه
اطهار (ع)، تمام ذرات وجودش مملو از عشق به ايران و ايراني بود و براي
سربلندي وطنش ايران و به زيستي مردم اين سرزمين هميشه به درگاه حضرت اهديت
دعا مي کرد و آرزومند سعادت ايرانيان بود. سرود زيبا و جاودان &quot;اي ايران،
اي مرز پر گهر&quot; وي نمونه بارز اين ايران دوستي او مي باشد.&lt;br&gt;
زنده ياد استاد روح الله خالقي، هيچگاه نمي ميرد و همواره يادش در خاطر
مردم ايران و ايران دوستان و در تاريخ موسيقي و هنر ايران براي هميشه
جاودان خواهد ماند، چه وي زندگاني بارور و پر بار فرهنگي و هنري داشت.&lt;br&gt;
شادروان روح الله خالقي، يکي از بزرگمردان تاريخ موسيقي کشور است که خدمات
بزرگ و شايان توجه او هيچگاه فراموش نخواهد شد و نامش در تاريخ موسيقي
ايران جاودانه خواهد ماند. &lt;br&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 19:24:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=618312</comments>
 <dc:creator>امير پاديار(فردا)</dc:creator>
<guid>http://eyot.ParsiBlog.com/618312.htm</guid>
</item>

<item>
<title>زکرياي رازي</title>
<link>http://eyot.ParsiBlog.com/615044.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P&gt;محمد زکرياي رازي، پزشک، فيلسوف و شيمي‌دان ‏ &lt;BR&gt;زندگي &lt;BR&gt;نام وي محمد و نام پدرش زکريا و کنيه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقي در ‏کتاب‌هايشان او را محمد بن زکرياي رازي خوانده‌اند، اما اروپائيان و مورخان ‏غربي از او به نام‌هاي رازس ‏Rhazes=razes‏ و رازي ‏Al-Razi‏ در کتاب‌هاي ‏خود ياد کرده‌اند. به گفته ابوريحان بيروني وي در شعبان سال&amp;nbsp;251 هجري ‏‏(865 ميلادي) در ري متولد شده و دوران کودکي و نوجواني‌ و جواني‌اش ‏در اين شهر گذشت. چنين شهرت دارد که در جواني عود مي‌نواخته و ‏گاهي شعر مي‌سروده‌است. بعدها به کار زر گري مشغول شد و پس از آن ‏به کيميا روي آورد، وي در سنين بالا علم طب را آموخته‌است. بيروني ‏معتقد است وي در ابتدا به کيميا اشتغال داشته و پس از آن‌که در اين راه ‏چشمش در اثر کار زياد با مواد تند و تيز بو آسيب ديد، براي درمان چشم به ‏پزشکي روي آورد. در کتاب‌هاي مورخان اسلامي آمده‌است که رازي طب را ‏در بيمارستان‌ بغداد آموخته‌است، در آن زمان بغداد به صورت مرکز بزرگ ‏علمي دوران و جانشين دانشگاه جندي‌شاپور بوده‌است و رازي براي ‏آموختن علم به بغداد سفر کرد و مدتي نا معلوم در آن‌جا اقامت گزيد و به ‏تحصيل علم پرداخت و سپس رياست بيمارستان معتضدي را برعهده ‏گرفت. پس از مرگ معتضد خليفه عباسي به ري بازگشت و عهده‌دار ‏رياست بيمارستان ري شد و تا پايان عمر در اين شهر به درمان بيماران ‏مشغول بود. در آخر عمر رازي نابينا شد، درباره علت نابينا شدن رازي ‏روايت‌هاي مختلفي وجود دارد، بيروني سبب کوري رازي را کار مداوم با ‏مواد شيميايي چون بخار جيوه مي‌داند.‏ &lt;BR&gt;رازي در پنجم شعبان&amp;nbsp;313 هجري (15اکتبر 925ميلادي) در ري وفات ‏يافته‌است. مکان اصلي آرامگاه رازي نا معلوم است.‏ &lt;BR&gt;در مورد تاريخ تولد و مرگ رازي مهم‌ترين سند تاريخي در باره تولد و مرگ رازي کتاب «فهرست کتب رازي» ‏نوشته ابوريحان بيروني است. در اين کتاب تولد رازي در غره ي شعبان&amp;nbsp;251 ‏هجري قمري و درگذشت‌ او در پنجم شعبان&amp;nbsp;313 هجري قمري ثبت ‏شده‌است. ضمنا «در اين رساله صريحاً ابوريحان علاوه بر آنکه تاريخ تولد و ‏وفات رازي را متذکر شده، مدت عمر رازي را به سال قمري شصت و دو ‏سال و پنج روز و به شمسي شصت سال و دو ماه و يک روز بطور دقيق ‏آورده‌است.» اما در منابع مختلف تاريخ‌هاي متفاوتي در مورد تولد و مرگ ‏رازي آمده‌است. ؛تولد &lt;BR&gt;• حدود&amp;nbsp;240 هجري قمري&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;• 251هجري قمري ‏ &lt;BR&gt;•250هجري قمري &lt;BR&gt;• ‏249 هجري قمري، فرهنگ تاريخ و جغرافيا تاليف بويه و در لاروس ‏بزرگ تاريخ تولد رازي 850 ميلادي آورده شده‌است. &lt;BR&gt;مرگ ‏ &lt;BR&gt;در مورد تاريخ درگذشت رازي نيز اختلاف زيادي وجود دارد در فرهنگ معين ‏پس از ذکر&amp;nbsp;313 ه.ق نوشته شده‌است:«و به قولي 323&amp;nbsp;ه.ق.» [?] و در ‏لغت‌نامه دهخدا نيز پس از ذکر همان&amp;nbsp;313 ه.ق در مورد درگذشت رازي ‏آمده‌است:«زرکلي از ابن‌النديم و مولف نکت الهميان و وفيات مرگ او را در&amp;nbsp;311 ه.ق. نوشته‌است»&lt;BR&gt;‏«در اين باب نيز بين مورخان اختلاف نظر است، مثلا قفطي و ابن‌صاعد ‏اندلسي و ابوالفرج ملطي در مختصر الدول و جرجي زيدان در کتاب تاريخ ‏آداب اللغة العربية وفات رازي را سال&amp;nbsp;320 هجري ذکر کرده‌اند. ابن ابي ‏اصبعيه از قول ابوالخير حسن بن سوار بن بابا (که تقريبا هم‌زمان با رازي ‏بوده‌است) وفات رازي را سال&amp;nbsp;290 و اندي و يا&amp;nbsp;300 و کسري و به اعتبار ‏ديگر&amp;nbsp;320 آورده‌است.» &lt;BR&gt;استادها و شاگردان &lt;BR&gt;درباره استادها و پيش‌کسوت‌هاي رازي ميان کارشناسان و تاريخ‌نويسان ‏اتفاق نظر وجود ندارد. گروهي او را شاگرد علي بن ربن طبري و ابو زيد ‏بلخي مي‌دانند اما عده‌يي ديگر بنا بر شواهد و دلايلي اين موضوع را رد ‏مي‌کنند. ناصرخسرو در زادالمسافرين صفحه 98&amp;nbsp;از شخصي به‌نام ‏ايرانشهري بعنوان «استاد و مقدم» محمد زکريا نام مي‌برد اما هيچ نشاني ‏از اين شخص به‌دست نيامده‌است. اين نام‌ها به عنوان شاگردان رازي ياد ‏شده‌است: يحيي بن عدي، ابوالقاسم مقانعي، ابن قارن رازي، ابو غانم ‏طبيب، يوسف بن يعقوب، و محمد بن يونس.‏ &lt;BR&gt;اخلاق و صفات رازي &lt;BR&gt;رازي مردي خوش‌خو و در تحصيل کوشا بود. وي به بيماران توجه خاصي ‏داشت و تا زمان تشخيص بيماري دست از آن‌ها برنمي‌داشت. نسبت به ‏فقرا و بينوايان بسيار رئوف بوده‌است. رازي برخلاف بسياري از پزشکان که ‏بيشتر مايل به درمان پادشاهان و امراء و بزرگان بودند، با مردم عادي ‏بيشتر سروکار داشته‌است. ‏ &lt;BR&gt;ابن‌النديم در کتاب الفهرس خود مي‌گويد: وي مردي کريم و نيکوکار بود و ‏نسبت به مردم خيرخواه و با فقرا و بزرگان با حسن رافت بود و کوشش ‏بسيار در تحصيل علم و کسب معرفت مي‌کرد. رازي در کتابي به نام ‏صفات بيمارستان چنين نگاشته‌است که هر کس لايق طبابت نيست و ‏عقيده داشته که طبيب بايد داراي صفاتي باشد که بتواند نام طبيب بر خود ‏گذارد. وي نخستين پزشکي است که درباره جاهل عالم‌نما ذهن عامه را ‏متوجه ساخته‌است، او با افراد کم‌سواد که خود را طبيب مي‌ناميدند و ‏اطرافيان بيمار که در طبابت دخالت مي‌کردند به شدت مخالفت کرده بود و ‏به همين سبب مخالفاني داشت.‏ &lt;BR&gt;پزشکي &lt;BR&gt;رازي طبيبي حاذق و پزشکي عالي‌قدر بود که در زمان خود شهرت ‏به‌سزايي داشته‌است. رازي از پزشکاني است که بعضي از عقايد وي در ‏درمان طب امروزي نيز مورد قبول است، مخصوصا در درمان بيماران با ‏مايعات و غذا. کتاب‌ها و رسالات رازي مدت‌ها مورد استفاده طالبان علم ‏طب بوده‌است. ابن‌سينا رازي را در طب بسيار عالي‌مقام مي‌داند و ‏مي‌توان گفت براي تاليف قانون از حاوي رازي استفاده فراوان کرده‌است.‏ &lt;BR&gt;آبله و سرخک &lt;BR&gt;رازي اولين کسي است که تشخيص تفکيکي بين آبله و سرخک را بيان ‏داشته‌است. وي در کتاب آبله و سرخک خود به علت بروز آبله پرداخته و ‏سبب انتقال آن را عامل مخمر از راه خون دانسته‌است و ضمن معرفي آبله ‏و سرخک به‌عنوان بيماري‌هاي حاد، نشانه‌هايي از بي‌خطر يا کشنده بودن ‏آن‌ها را بيان مي‌دارد و براي مراقبت از بيمار مبتلا به اين بيماري‌ها ‏روش‌هايي را توصيه مي‌کند از جمله به عنوان اولين طبيب استفاده از پنبه ‏را در طب آورده و به منظور زخم نشدن بدن بيماران آبله‌اي از آن بهره ‏مي‌برده و در مراقبت از چشم‌ها و پلک و گلو و بيني اين بيماران توصيه ‏فراوان کرده‌است. در کتاب آبله و سرخک رازي در مورد آبله و سرخک چه ‏قبل از ظهور بيماري و چه بعد از آن و جلوگيري از عوارض بيماري به ‏اندام‌هاي بدن تدابيري آورده شده‌است.‏ &lt;BR&gt;تشريح &lt;BR&gt;در دوران رازي تشريح جسد انسان رواج نداشت و اين کار را ناپسند و ‏خلاف آموزه‌هاي ديني مي‌دانستند و عموما به تشريح ميمون مي‌پرداختند. ‏رازي در کتاب‌هاي خود از جمله کتاب الکناش المنصوري از تشريح ‏استخوان‌هاي و عضلات ، مغز، چشم، گوش، ريه، قلب، معده و کيسه ‏صفرا و.. سخن گفته‌است و طرز قرار گرفتن ستون فقرات و سوراخ‌ها و ‏زائده‌هاي آن و نخاع شوکي را به خوبي شرح داده‌است. رازي اولين ‏پزشکي است که بعضي از شعبات اعصاب را در سر و گردن شناخته و ‏راجع به آن‌ها توضيحاتي داده‌است.‏ &lt;BR&gt;درمان بيماري‌هاي داخلي &lt;BR&gt;درمان رازي مبني بر سادگي بوده‌است. رازي اسراف در دارو را بسيار مضر ‏مي‌داند، وي معتقد بوده‌است تا ممکن است مداوا با غذا و در غير ‏اين‌صورت با داروي منفرد و ساده و گرنه با داروي مرکب به عمل آيد. رازي ‏مي‌گويد: «هر گاه طبيب موفق شود بيماري‌ها را با غذا درمان کند، به ‏سعادت رسيده‌است»وي بسياري از داروها را روي حيوانات امتحان ‏نموده و اثرات آن‌ها را درک کرده و در موارد استعمال دانسته آن‌ها را درباره ‏انسان به‌کار مي‌برد.‏ &lt;BR&gt;جراحي &lt;BR&gt;گرچه رازي به عنوان پزشک مشهور است اما بعضي از مورخان او را به نام ‏جراح مي‌شناسند. از مطالعه آثار وي چنين برمي‌آيد که در جراحي ‏صاحب‌نظر بوده‌است. وي درباره «سنگ کليه‌ها و مثانه» کتابي نگاشته و ‏درآن تاکيد کرده‌است در صورتي که درمان سنگ مثانه با راه‌هاي طبي ‏مقدور نباشد، بايد به عمل جراحي پرداخت و در اين کتاب از اسبابي که با ‏آن عمل سنگ مثانه را انجام مي‌داده، نام مي‌برد. رازي اولين طبيبي است ‏که در عالم طب از سل مفصلي انگشتان صحبت کرده‌است. در ‏شکسته‌بندي و درفتگي‌ها قدم‌هايي برداشته و آثاري از خود به جا ‏گذاشته‌است.‏ &lt;BR&gt;تغذيه &lt;BR&gt;رازي کتابي درباره تغذيه دارد به نام «منافع‌الاغذيه و مضارها» که يک دوره ‏کامل بهداشت غذايي است. و در آن از خواص گندم و ساير بقول و خواص ‏و ضرر هاي انواع آب‌ها و شراب‌ها و مشروبات غير الکلي و گوشت‌هاي تازه ‏و خشک و ماهي‌ها و… سخن گفته‌است و فصلي در باب علل و جهات ‏اشتها و هضم غذا و ورزش و غذاهاي گوارا و پرهيز هاي غذايي و ‏مسموميت‌ها دارد.‏ &lt;BR&gt;شيمي و داروسازي &lt;BR&gt;رازي تحصيل شيمي را قبل از پزشکي شروع کرده‌است و در آن آثاري ‏چشم‌گير از خود برجا گذاشته‌است. وي پايه‌گذار شيمي‌ نوين است. ‏هرچند کيمياگري را باور دارد. در کتاب «سرالاسرار» او مي‌خوانيم که مواد ‏را به دو دسته فلز و شبه فلز(به گفته او جسد و روح) تقسيم مي‌کند و اگر ‏در اين زمينه اشتباهاتي‌مي‌کند، چندان گريزي از آن ندارد. براي نمونه جيوه ‏را شبه فلز مي‌خواند در صورتي که فلز بودن جيوه اکنون آشکار است. در ‏شيمي کشفيات بسيار دارد.‏ &lt;BR&gt;• رازي کاشف جوهر گوگرد و الکل است. ‏ &lt;BR&gt;• از تاثير آب‌آهک بر نوشدارو (کلريد آمونيوم)، اسيد کلريدريک بدست ‏آورد. ‏ &lt;BR&gt;• از تاثير محيط قليايي بر کانه پيليت، اسيد سولفوريک فراهم کرد و با ‏داشتن اسيد سولفوريک بدست آوردن ديگر اسيدها آسان بود ‏ &lt;BR&gt;• با اثر دادن سرکه با مس استات مس يا زنگار تهيه کرد که با آن‌ها را ‏زخم را شستشو مي‌دادند ‏ &lt;BR&gt;• از سوزاندن زرنيخ، اکسيد آرسنيک يا مرگ موش فراهم کرد ‏ &lt;BR&gt;• براي نخستين بار از نارنج اسيد سيتريک تهيه کرد. ‏ &lt;BR&gt;او نخستين پزشکي است که داروهاي سمي‌ آلکالوئيد ساخت و از آن‌ها ‏براي درمان بيمارانش بهره گرفت.‏ &lt;BR&gt;فلسفه &lt;BR&gt;رازي از تفکرات فلسفي رايج عصر خود که فلسفه ارسطويي‌- افلاطوني ‏بود، پيروي نمي‌کرد و عقايد خاص خود را داشت که در نتيجه مورد بدگويي ‏اهل فلسفه هم‌عصر و پس از خود قرار گرفت.هم‌چنين عقايدي که درباره ‏اديان ابراز داشت سبب شد موجب تکفير اهل مذهب واقع شود و از اين‌رو ‏بيشتر آثار وي در اين زمينه از بين رفته‌است. رازي را مي‌توان برجسته‌ترين ‏چهره خردگرايي و تجربه‌گرايي در فرهنگ ايراني‌ و اسلامي‌ ناميد. وي در ‏فلسفه به سقراط و افلاطون متمايل بود و تاثيراتي از افکار هندي و مانوي ‏در فلسفه وي به چشم مي‌خورد. با اين وجود هرگز تسليم افکار مشاهير ‏نمي‌شد بلکه اطلاعاتي را که از پيشينيان بدست آورده بود مورد مشاهده ‏و تجربه قرار مي‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بيان مي‌دارد و اين را حق ‏خود مي‌داند که نظرات ديگران را تغيير دهد و يا تکميل کند. از آراء رازي ‏اطلاع دقيقي در دست نيست جز در مواردي که در نوشته‌هاي مخالفان ‏آمده‌است. در نظر رازي جهان جايگاه شر و رنج است اما تنها راه نجات، ‏عقل و فلسفه‌است و روان‌ها از تيرگي اين عالم پاک نمي‌شود و نفس‌ها از ‏اين رنج رها نمي‌شوند مگر از طريق فلسفه… در فلسفه اخلاق رازي ‏مساله لذت و رنج اهميت زيادي دارد. از ديد وي لذت امري وجودي نيست، ‏يعني راحتي از رنج است و رنج يعني خروج از حالت طبيعي به‌وسيله امري ‏اثرگذار و اگر امري ضد آن تاثير کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت ‏به حالت طبيعي شود، ايجاد لذت مي‌کند. رازي فلسفه را چنين‌ تعريف ‏مي‌کند که چون «فلسفه تشبه به خداوند عز و جل است به قدر طاقت ‏انساني» و چون آفريدگار بزرگ در نهايت علم و عدل و رحمت است پس ‏نزديکترين کسان به خالق، دانا ترين و عادل‌ترين و رحيم‌ترين ايشان است. ‏رازي با وجود آن‌که به خدا و ما وراء الطبيعه اعتقاد داشت، نبوت و وحي را ‏نفي مي‌کرد و ضرورت آن را نمي‌پذيرفت و در دو کتاب «في‌النبوات‌» و «في ‏حيل المتنبين» به نفي نبوت پرداخته‌است. «از تعليمات او اين بود که ‏همه آدميان سهمي ا ز خرد دارند که بتوانند نظرهاي صحيح درباره مطالب ‏عملي و نظري به‌دست آورند، آدميان براي هدايت شدن به رهبران ديني ‏نياز ندارند، در حقيقت دين زيان‌آورد است و مسبب کينه و جنگ. نسبت به ‏همه مقامات همه سرزمين‌ها شک داشت.» اين تفکرات رازي موجب ‏خشم علماي اسلامي بر عليه او شد و او را ملحد ونادان و غافل خواندند و ‏آثار او را رد کردند.‏ &lt;BR&gt;آثار رازي &lt;BR&gt;در مورد آثار رازي در لغت‌نامه دهخدا آمده‌است:‏ &lt;BR&gt;‏«ابن‌النديم در کتاب «الفهرست» خود تعداد آثار رازي را يک‌صد و شصت و ‏هفت ‏ &lt;BR&gt;و ابوريحان بيروني‌ در کتاب «فهرست کتب رازي» يک‌صد و هشتاد و چهار ‏دانسته‌اند. ‏ &lt;BR&gt;‏«کتاب‌هاي رازي برحسب فهرست بيروني بدين ترتيب تقسيم موضوعي ‏مي‌شود:‏&amp;nbsp;&lt;BR&gt;56 کتاب در طب،‏ &lt;BR&gt;‏&amp;nbsp;33 کتاب در طبيعيات، &lt;BR&gt;‏ 7کتاب در منطق،‏ &lt;BR&gt;‏10 کتاب در رياضيات و نجوم،‏ &lt;BR&gt;7کتاب در تفسير و تلخيص و اختصار کتب فلسفي يا طبي ديگران،‏&amp;nbsp;&lt;BR&gt;17 کتاب در علوم فلسفي و تخميني،‏ &lt;BR&gt;‏&amp;nbsp;6 کتاب در در مافوق الطبيعه،‏ &lt;BR&gt;‏&amp;nbsp;14 کتاب در الهيات، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;22&amp;nbsp;کتاب در کيميا،‏&amp;nbsp;&lt;BR&gt;2 کتاب در کفريات،‏ &lt;BR&gt;‏&amp;nbsp;10 کتاب در فنون مختلف که جمعا بالغ بر يکصد و هشتاد و چهار مجلد ‏مي‌شود.‏ &lt;BR&gt;و ابن اصيبعه در عيون الانباء في طبقات الاطباء دوصد و سي و هشت کتاب ‏از رازي برمي‌شمارد. &lt;BR&gt;محمود نجم‌آبادي استاد دانشگاه تهران کتابي به عنوان: مولفات و مصنفات ‏ابوبکر محمد بن زکرياي رازي نوشته است. که در سال 1339هـ ش ‏بوسيله انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است در اين کتاب ‏فهرست‌هاي ارائه شده توسط ابن النديم و ابوريحان بيروني و قفطي و ابن ‏اصيبعه با يک‌ديگر تطبيق داده شده‌است و در مجموع دويست و هفتاد و ‏يک کتاب و رساله و مقاله فهرست شده‌است.‏ &lt;BR&gt;• فهرست آثار محمد زکرياي رازي ‏ &lt;BR&gt;• آثار اصلي محمد زکرياي رازي &lt;BR&gt;پزشکي:‏ &lt;BR&gt;‏ الحاوي ‏ &lt;BR&gt;‏• الکناش المنصوري ‏ &lt;BR&gt;‏• المرشد &lt;BR&gt;‏• المعادي ‏ &lt;BR&gt;‏• من لايحضره الطبيب ‏ &lt;BR&gt;‏• القراباذين الکبير &lt;BR&gt;‏• القراباذين الصغير &lt;BR&gt;‏• کتاب الجدري و الحصبه &lt;BR&gt;‏• القولنج ‏ &lt;BR&gt;‏• اوجاع المفاصل ‏ &lt;BR&gt;‏• دفع مضار الاغذيه ‏ &lt;BR&gt;‏• الابدال ‏ &lt;BR&gt;‏• کلام الفروق بين الامراض ‏ &lt;BR&gt;‏• برء الساء ‏ &lt;BR&gt;‏• في الفصد ‏ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کيميا: المدخل التعليمي ‏ &lt;BR&gt;ديگر آثار: سمع الکيان &lt;BR&gt;گفتار هايي از رازي &lt;BR&gt;• ‏«اگر همه مي‌توانستند از استعدادهاي خود درست بهره بگيرند، دنيا ‏همان بهشت موعود مي‌شد که همه مي‌خواهند ‏ &lt;BR&gt;• ‏«تجربه بهتر از علم طب است.» ‏&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Aug 2008 08:39:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=615044</comments>
 <dc:creator>امير پاديار(فردا)</dc:creator>
<guid>http://eyot.ParsiBlog.com/615044.htm</guid>
</item>

<item>
<title>اين هم اسكارلت ‹‹ ويوين لي ››</title>
<link>http://eyot.ParsiBlog.com/602564.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;زندگي حرفه اي ويوين لي محصول عزم و اراده خستگي ناپذير بود كه با عزم و
اراده مادرش آغاز شد كه موقع حاملگي اش هر روز پانزده دقيقه اي به كوه هاي
هيماليا نگاه مي كرد و اميد داشت كه بدين وسيله زيباي شان به فرزندنشان
نيز سرايت كند.پس از دوران رويايش در هند،ويوين را به مدرسه اي مذهبي در
انگلستان فرستاندند و او در آن جا با ديدن اولين گروه تئاتري حرفه اي عاشق
نمايش و بازيگري شد.&lt;br&gt;
او براي ديدن اوليويه كه در بلندي هاي بادگير بازي مي كرد به هاليوود رفته
بود .و از اين فرصت استفاده كرده و نقش اسكارلت در بر باد رفته را گرفت و
با آن به اسكار رسيد و شهرتي جهاني يافت. &lt;br&gt;
فيلم هاي مهم او عبارتند:&lt;br&gt;
1-بر باد رفته(1939)&lt;br&gt;
2-پل واترلو(1940)&lt;br&gt;
3-اتوبوسي به نام هوس(1951)&lt;br&gt;
4-درياي عميق آبي(1955)&lt;br&gt;
5-كشتي احمق ها(1965)&lt;br&gt;
&amp;nbsp;ويوين لي در يك نگاه&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
تولد:ويوين مري هارتلي 5 نوامبر 1913 دارجلينگ بنگال غربي هند تحت تسلطط بريتانيايي ها&lt;br&gt;
مرگ:7 جولاي 1967 لندن انگلستان بيماري سل&lt;br&gt;
قد: 1 متر و 69.&lt;br&gt;
همسران و فرزندان:&lt;br&gt;
هربرت لي هولمن-دختري به نام سوزان. &lt;br&gt;
لارنس اوليويه.&lt;br&gt;
جوايز اسكار:&lt;br&gt;
برنده جايزه اسكار بهترين بازيگر زن به خاطر برباد رفته و اتوبوسي به نام هوس.&lt;br&gt;
&lt;br&gt;
&lt;br&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jul 2008 19:04:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=602564</comments>
 <dc:creator>امير پاديار(فردا)</dc:creator>
<guid>http://eyot.ParsiBlog.com/602564.htm</guid>
</item>

<item>
<title>مهارت هاي خودآگاهي</title>
<link>http://eyot.ParsiBlog.com/594326.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;تعريف خود آگاهي : &lt;br&gt;
شناخت دقيق و درست از خود، به عبارتي ديگر، شناخت نگرش ها، آراء، عقايد،
انديشه ها ، هيجانات ، توانايي ها، مهارت ها و كاستي هاي خود است. &lt;br&gt;
انواع آگاهي از خود : &lt;br&gt;
خود فيزيكي : به تصوري كه هر كس از ظاهر فيزيكي خود دارد گفته مي شود. آيا از مشخصه هاي ظاهري خود راضي هستيم؟ يا احساس خوبي نداريم؟&lt;br&gt;
مشخصه هاي ظاهري مانند (چهره، چاق و لاغر بودن، قد و تناسب اندام و ...)&lt;br&gt;
خود جنسي : تصور يا برداشتي است كه هر كس از هويت جنسي (مرد يا زن بودن) و تمايلات جنسي خود دارد. &lt;br&gt;
خود اجتماعي : به تصوري كه فرد از جايگاه اجتماعي خود دارد اطلاق مي شود. &lt;br&gt;
ديگران ما را چگونه مي بينند؟ چگونه در گروهها ظاهر مي شويم؟ چه نقش هايي
بايد در اجتماع داشته باشيم ؟ پايگاه اجتماعي ما چگونه است؟ آيا كمرو و
خجالتي يا فردي با نفوذ هستيم؟ ديگران با ما چگونه هستند؟ ما با ديگران
چگونه هستيم ؟ و آيا ... &lt;br&gt;
خود معنوي : تصور شخص از اعتقاداتش است كه معمولاً به زندگي و باورهاي
مذهبي او معنا مي بخشد. مثلاً آيا به نيروي ماوراي طبيعت اعتقاد داريم؟
آيا مذهبي هستيم ؟ آيا به زندگي پس از مرگ معتقد هستيم ؟ آيا ... &lt;br&gt;
خود تاريك : جنبه خاصي از خود است كه در برگيرنده اسرار ماست. چون دوست
نداريم فاش شود معمولاً انرژي زيادي براي نگهداريش مصرف مي كنيم. &lt;br&gt;
خود آرماني : آن بخشي از ماست كه مي خواهيم به آن برسيم. دائم در اين فكر
هستيم كه چونگه به نظرمي آييم؟ با نگاه به زندگي ديگران، خوامان را با آن
ها مقايسه مي كنيم ، سپس در ذهن خويش تصويري از خود مي سازيم كه دوست
داريم آن باشيم، به آن خود آرماني مي گويند. &lt;br&gt;
خود واقعي : دروني ترين بخش وجود ماست كه آن را به خوبي مي شناسيم ولي
افراد محدودي از آن آگاه هستند. ممكن است آن را از ديگران پنهان كنيم، چون
نگرانيم از اين كه اگر ديگران خود واقعي ما را بشناسند، ممكن است علاقه
شان را به ما از دست بدهند.&lt;br&gt;
ويژگي هاي افراد خود آگاه : &lt;br&gt;
براي خود ارزش قائل هستند. &lt;br&gt;
از روحيه ي انتقاد پذيري برخوردارند. &lt;br&gt;
به ارزش ها و اعتقاداتشان آگاهي كامل دارند و از آن دفاع مي كنند. &lt;br&gt;
احساس خشنودي و رضايت خاطر زيادي دارند. &lt;br&gt;
در مقابل فشار و ضربه هاي رواني و اجتماعي مقاومت بيشتري را از خود نشان مي دهند. &lt;br&gt;
به دنبال سرزنش و يا تحقير ديگران نيستند، بلكه با ديگران در كمال احترام برخورد مي كنند. &lt;br&gt;
اغلب از انديشه ي مثبت نگري برخوردارند. &lt;br&gt;
روحيه همكاري و مشاركت بالاتري دارند. &lt;br&gt;
از مشورت با افراد متخصص استقبال مي كنند. &lt;br&gt;
تمرين هاي كسب خودآگاهي : &lt;br&gt;
فرصتي فراهم كنيم و سري به خودمان بزنيم و از خود سؤال كنيم كه «من كيستم؟»&lt;br&gt;
با اتكاء به خداوند بزرگ و پي بردن به قدرت لايزال الهي كه منبع عظيم انرژي دروني است، خود را تقويت نماييم. &lt;br&gt;
به اين باور برسيم كه در جهان هستي وجودي منحصر به فرد هستيم و توانايي هايي داريم كه ديگران فاقد آنند. &lt;br&gt;
بدانيم انسانيت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آن ها را كشف كرده و در رفتارهايمان به كار گيريم. &lt;br&gt;
سعي كنيم از خود تصويري مثبت، تصوير انساني موفق و توانا داشته باشيم. &lt;br&gt;
گاهي اوقات در تنهايي، با خود خلوت كرده و به رفتار و عملكردهاي خود بيشتر بيانديشيم. &lt;br&gt;
مهمترين عامل موفقيت و شادكامي در زندگي، اعتقادي است كه به خويشتن خويش داريم، سعي كنيم آن را كشف كنيم. &lt;br&gt;
انسان ها همان گونه كه مي انديشند، زندگي مي كنند، پس مثبت بيانديشيم. &lt;br&gt;
عواملي كه موجب نگراني و اضطراب در ما مي شود را شناسايي كنيم و با اولويت بندي در رفع آن ها اقدام نماييم. &lt;br&gt;
شناخت علايق و تمايلات مي تواند شوق به زندگي را در ما تزريق كند. براي شناخت آن ها در وجود خود تلاشي نماييم. &lt;br&gt;
نقايص و معايب رفتاري، احساسي و عاطفي خود را شناسايي كنيم و در جهت رفع آن ها اقدام نماييم. &lt;br&gt;
مراقب باشيم ! اگر نقاط قوت ما با غرور همراه باشد، جزيي از ضعف ما به شمار مي رود. &lt;br&gt;
موانعي را كه در كمين است تا نگذارد به شخصيت اصلي خود دسترسي پيدا كنيم
را بنويسيم و راه هاي مقابله با آن را از منابع مختلف كشف كنيم. &lt;br&gt;
از تعلقات و هر چيزي كه ما را غمگين مي كند رها شويم&lt;br&gt;
هر روز در بهترين اوقات خود و در لحظاتي خاص در خلوت، با خدا گفت و گو
كنيم و از او بخواهيم تا قدرت دروني ما را افزايش دهد و بدانيم كه خواسته
هاي ما از خداوند مانند يك ليوان آب از يك اقيانوس است. &lt;br&gt;
عشق ورزيدن را در خود توسعه دهيم و از دشمني و تنفر كه زيبايي ها را زشت و
كدر مي كند و انرژي دروني انسان را كاهش مي دهد، بپرهيزيم. &lt;br&gt;
تمرين كنيم هر روز يكي از كينه هايي را كه در دل داريم فراموش كنيم. &lt;br&gt;
گاهي با پناه بردن به سكوت مي توانيم نداهاي دروني خويشتن را بهتر بشنويم و به آگاهي عميق تر نسبت به خود دست يابيم. &lt;br&gt;
بعضي از باورهاي غلط كه از قبل در ذهن ما خانه كرده موجب مي شود كه شناخت
حقيقي از خود نداشته باشيم. چه خوب است كه گاهي با خانه تكاني ذهني
بتوانيم صندوقچه ي ذهن خود را از باورهاي غلط قديمي خالي كنيم و فضا را
براي ايجاد آرامش و خودشناسي در وجودمان باز كنيم. &lt;br&gt;
پناه بردن به دامن طبيعت مي تواند به كسب خودآگاهي عميق تر كمك كند. پس
گاهي به كوه و بيابان سربزنيم، در جنگل يا ساحل دريا قدم بزنيم، در جنگل
يا ساحل دريا قدم بزنيم، در هواي آزاد كوهستان به آسمان و ستارگان بنگريم
تا به عظمت آن ها در وجود خويش بيشتر پي ببريم. &lt;br&gt;
فرض كنيم فقط يك سال ديگر فرصت زندگي داريم. چه كارهايي را انجام خواهيم داد؟ چرا از هم اكنون انجام ندهيم؟&lt;br&gt;
خيلي روشن به اين سؤال پاسخ دهيم (به طوري كه يك موجود غيرزميني بتواند پاسخ ما را درك كند)&lt;br&gt;
براي چه در اين دنيا هستيم و هدف و مقصود ما از زندگي چيست؟&lt;br&gt;
تصميم هاي مهم زندگي خود را بنويسيم و پاسخ دهيم كه مركز تصميم گيري ما جسممان است يا قلبمان يا ذهنمان ؟&lt;br&gt;
اگر مركز تصميم گيري جسم باشد، فردي مقتدر و مسالمت جو هستيم. اگر مركز
تصميم گيري قلب باشد، فردي دوست داشتني، اهل عمل و مبتكر هستيم. &lt;br&gt;
اگر مركز تصميم گيري قلب باشد، فردي دوست داشتني ، اهل عمل و مبتكر هستيم. &lt;br&gt;
اگر مركز تصميم گيري ذهن باشد، فردي دانا، صادق، وفادار، با نشاط و مسرور هستيم. &lt;br&gt;
با مصاحبه با افراد نزديك فهرستي از نقاط مثبت خود را به دست آوريم. &lt;br&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 22:38:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=594326</comments>
 <dc:creator>امير پاديار(فردا)</dc:creator>
<guid>http://eyot.ParsiBlog.com/594326.htm</guid>
</item>

</channel>
</rss>  

